صادق نیکبخت

وحشی بافقی

گرچه دوری میکنم بی صبر و آرامم هنوز

مینمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز

باورش می آید از من دعوی وارستگی

خود نمیداند که چون آورده در دامم هنوز ....


....  love you

+   صادق نیکبخت ; ٤:٢٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

imam hosain

What is Ashura ?

In the month of Muharram 61 AH
(approx. 20 October 680 AD), an event took place in Iraq at a place known as
Kerbala on the bank of the river Euphrates. It seemed in those days
insignificant from the historical point of view. A large army which had been
mobilised by the Umayyad regime besieged a group of persons numbering less than
a hundred and put them under pressure to pay allegiance to the Caliph of the
time and submit to his authority. The small group resisted and a severe battle
took place in which they were all killed.

It appeared at that time that
like hundreds of similar events, this battle would be recorded in history and
forgotten in time. However, the events that occurred on the 10th day of Muharram
in Kerbala were to become a beacon and an inspiration for future generations. In
this article, we shall examine briefly the principal adversaries.

Who is
Hussain ?

The leader of the small band of men who were martyred in
Kerbala was none other than Husain (A), son of Ali bin Abi Talib (A) and
grandson of the Holy Prophet (S). Who was Husain? He was the son of Fatima (A)
for whom the Holy Prophet (S) said, "Husain is from me and I am from Husain. May
God love whoever loves Husain." [1]

With the passing away of his brother
Hasan(A) in 50 AH, Husain (A) became the leader of the household of the Holy
Prophet (S). He respected the agreement of peace signed by Hasan (A) and
Muawiya, and, despite the urging of his followers, he did not undertake any
activity that threatened the political status quo. Rather he continued with the
responsibility of looking after the religious needs of the people and was
recognised for his knowledge, piety and generosity. An example of the depth of
his perception can be seen in his beautiful du'a on the day of Arafat, wherein
he begins by explaining the qualities of Allah, saying:

    " (Oh Allah)
How could an argument be given about Your Existence by a being whose total and
complete existence is in need of you? When did you ever disappear so that you
might need an evidence and logic to lead (the people) towards You? And when did
You ever become away and distant so that your signs and effects made the people
get in touch with you? Blind be the eye which does not see You (whereas) You are
observing him. What did the one who missed You find? And what does the one who
finds You lack? Certainly, the one who got pleased and inclined toward other
than You, came to nothingness (failed)."

On the other hand, we have
Yazid, whose father (Muawiya) and grandfather (Abu Sufyan - the arch-enemy of
the Prophet) had always tried to sabotage the mission of the Holy Prophet, and
who showed his true colour by stating in a poem, "Bani Hashim had staged a play
to obtain kingdom, there was neither any news from God nor any revelation."

Mas'udi writes that Yazid was a pleasure-seeking person, given to
wine drinking and playing with pets. It is no wonder that Husain's response to
Yazid's governor, when asked to pay allegiance to Yazid was, "We are the
household of the prophethood, the source of messengership, the descending-place
of the angels, through us Allah had began (showering His favours) and with us He
has perfected (His favours), whereas Yazid is a sinful person, a drunkard, the
killer of innocent people and one who openly indulges in sinful acts. A person
like me can never pledge allegiance to a person like him ..." [3]

revolution of Husain (A) was an Islamic movement spearheaded by one of the great
leaders of Islam. The principles and laws of Islam demanded that Husain (A) act
to warn the Ummah of the evil situation which it was in, and to stand in the way
of the deviating ruler. As Husain (A) himself remarked when he left Madina for
the last time, "I am not rising (against Yazid) as an insolent or an arrogant
person, or a mischief-monger or tyrant. I have risen (against Yazid) as I seek
to reform the Ummah of my grandfather. I wish to bid the good and forbid the
evil." [4]

Hussain (A) was killed on the battlefield as he did Sajdah.
His head was removed from his body on the plains of Kerbala, mounted on a spear,
and paraded through villages and towns as it was taken to Damascus and presented
at the feet of Yazid.

Why remember Ashura ?

Why is Husain (A)
regarded as the "leader of the martyrs" ? It is because he was not just the
victim of an ambitious ruler. There is no doubt that the tragedy of Kerbala,
when ascribed to the killers, is a criminal and terrible act. However when
ascribed to Husain (A) himself, it represents a conscious confrontation and a
courageous resistance for a sacred cause. The whole nation had failed to stand
up to Yazid. They had succumbed to his will, and deviation and regression
towards the pre-Islamic ways were increasing.

Passiveness by Husain (A)
in this situation would have meant the end of Islam as we know it. Thus Husain
(A) took upon himself the responsibility of the whole nation. The greatest
tragedy was that one who stood up for the noblest of causes, the defence of
Islam, was cut down in so cruel a manner.

It is for this reason that the
sacrifice of Husain (A) is commemorated annually throughout the Muslim world.
Our sorrow never abates as we relive the tragedy. As Allama Iqbal says in his
Baqiyat (in Urdu):

    Ronay wala hoon Shaheed-e-Kerbala key gham men
   Kya durey maqsad na dengey Saqiye Kausar mujhey

    I am one
who weeps at the plight of the Martyr of Kerbala
    Won't the reward be
given to me by the Keeper of Kauser (Imam Ali (A))

The commemoration of
Ashura on the 10th of Muharram every year serves to remind us of the sacrifices
of the family of the Prophet (S). It also makes us aware of the people, then and
now, who tried to destroy Islam and the family of the Prophet (S) and all that
they stood for - as well as those who watched, listened and did nothing.

thanks for read.


+   صادق نیکبخت ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آذر ،۱۳٩٤

مدیریت بازرگانی

آینده شغلی رشته مدیریت بازرگانی


آینده شغلی:
فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث مربوط به بازار، مباحث تدوین استراتژیهای سازمانی، شناخت مشتریان و نحوه ارتباط با آنها، شناخت فرایندهای فروش، بازاریابی و خدمات به مشتریان زمینه لازم جهت استخدام در واحدهای بازرگانی سازمانها را داشته و نسبت به سایر گرایش های مدیریت با توجه به نبود رشته ای جایگزین از بازار کار مناسبی برخوردارند. ضمن اینکه دانشجویان این رشته با توجه به شناخت کافی از کسب و کار و نحوه ایجاد تجارت موفق شانس زیادی برای موفقیت در حیطه کار آفرینی و تشکیل کسب و کارجدید دارند.

نقش و توانایی یا کارایی
الف- فارغ التحصیلان دوره کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی با اطلاعات وسیعی که در زمینه های مختلف بازرگانی و بازاریابی، روابط انسانی، امور مالی و اقتصادی پیدا می کنند، به خوبی می توانند در سطح مدیران اجرایی در سازمانهای بازرگانی، صنعتی و دولتی به کار اشتغال ورزند و یا در سمت مشاور مدیریت انجام وظیفه نمایند.
ب – انتظار می رود که این فارغ التحصیلان پس از کسب تجربیات کافی بتوانند مسئولیتهای بیشتری را در سطوح بالای سازمان عهده دار گردند.
ج- علاوه بر این فارغ التحصیلان این دوره می توانند رد کارهای پژوهشی و تحقیقاتی که امروزه در موسسات بزرگ از اهمیت زیادی برخوردار است مشغول کار شوند.

بازار کار:
فارغ التحصیلان این رشته با آگاهی و شناختی که از ساخت سازمان،تیوریهای مدیریت و سازماندهی و تکنیک های مختلف تصمیم گیری دارند،قدرت حل مشکلات را پیدا می کنند و همچنین علاوه بر دانش نظری با کاربردهای این رشته نیز آشنا می شوند.آنها می توانند در موسسات بازرگانی،امور دفتری مانند:تدارکات،اداره ی امور،کارگزینی،امور مالی و بازاریابی مشغول به کار شوند.

فارغ التحصیلان این رشته به خوبی می توانند در سطح مدیران اجرایی در سازمانهای بازرگانی ، صنعتی و دولتی به کار اشتغال ورزند و یا در سمت مشاور مدیریت انجام وظیفه نمایند . انتظار می رود این فارغ التحصیلان پس از کسب تجربیات کافی بتوانند مسئولیتهای بیشتری را در سطوح بالای سازمان عهده دار شوند . علاوه بر این ، فارغ التحصیلان این دوره می توانند در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی که امروز در موسسات بزرگ اهمیت زیادی برخوردار است ، مشغول بکار شوند.




+   صادق نیکبخت ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آذر ،۱۳٩٤


خاطرات کـــــــــــــودکی زیبـــــا ترند

یادگاران کـــــــــــــــــــهن مانا تـــرند

درس‌ های ســــــال اول ســاده بود

آب را بابا بـــــــــــــــه سارا داده بود


درس پــــــــند آمــــــــوز روباه وکلاغ

روبـــــــه مکار و دزد دشـــــت و باغ


روز مهمانی کــــــــوکب خانم است

ســ ـفره پــر از بوی نان گندم است


کاکلی گنجشککی با هــــــوش بود

فیل نادانی بـــــــــــرایش موش بود


با وجود ســــــوز و ســـرمای شدید

ریــــــــــز علی پیراهن از تن میدرید


تا درون نیمکت جــــــــا می شـدیم

ما پر از تصـــــمیم کبری میـــشدیم


پاک کـ ـــن هایی ز پاکی داشـتــیم

یک تـــــراش ســـرخ لاکی داشتیم


کیـــفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گـــــــــــــــرمی دستان ما از آه بود

بــــــرگ دفتـــــــرها به رنگ کاه بود


مانده در گوشم صدایـی چون تگرگ

خش خش جاروی   با پا روی بـــرگ

هم کلاسی‌ های مــــــن یادم کنید

باز هــــــــــــم در کوچه فریادم کنید


هم کلاسی های درد و رنــــج و کار

بـچه‌ های جــــامه‌ های وصـــله‌ دار

بــــــچه‌ های دکــــــه خوراک سـرد

کودکان کوچــــــــــــه اما مـرد مــرد

کاش هـــــــــرگز زنگ  تفریحی نبود

جمع بودن بـــود و تفـــــــریقی نبود

کاش می‌شد باز کوچک می‌ شدیم

لااقل یک روز کــــــودک می‌ شدیم


یاد آن آمــــــــوزگار ســــــاده پـوش

یاد آن گچ‌ ها که بــودش روی دوش

ای معلم یاد و هــم نامـــــــت بخیر

یــاد درس آب و بابایـــت بخـــــــــیر


ای دبستانی تـــــرین احساس من

بازگــــرد این مشق‌ها را خط بــــزن





sadegh nikebakht

+   صادق نیکبخت ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ خرداد ،۱۳٩٤


آیا میدانید رودان کجاست و چه ویژگی هایی دارد؟
اگه دوست دارید بدانید پس روی لینک زیر کلیک کنید .


+   صادق نیکبخت ; ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ شهریور ،۱۳٩۳


به نام خدا 


تو را از دست دادم ، آی آدم های بعد از تو !

چه کوچک می نماید پیش تو غم های بعد از تو

تو را از دست دادم ، تو چه خواهی کرد بعد از من ؟

چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم های بعد از تو ؟

تو را از دست ... ، دادم از همین زخم است ، می بینی ؟

دهانش را نمی بندند مرهم های بعد از تو

تو را از یاد خواهم برد کم کم ، بارها گفتم

به خود کِی میرسم اما به کم کم های بعد از تو ؟

بیا ، برگرد ، با هم گاه ... ، با هم راه ... ، با هم ... ، آه !

مرا دور از تو خواهد کشت "باهم" هایِ ... بعد از ... تو .


the end 

+   صادق نیکبخت ; ٩:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳٩۳

آیا میدانستید....

به نام خدا           


آیا میدانستید...


حلزون می تواند سه سال بخوابد.



+   صادق نیکبخت ; ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ تیر ،۱۳٩۳

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir